تبليغاتX
مروارید جنوب
اجتماعی- فرهنگی- هنری - ادبی - مذهبی

یک

ــــــــــــــــــــــــــ

 

دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه به خاطر شخصیتی که من در هنگام با تو بودن پیدا می کنم.

دو

ـــــــــــــــــــــــــــ

هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

سه

ـــــــــــــــــــــــــــ

اگر کسی تو را آنطور که می خواهی دوست نداردبه این معنی نیست که تو را با تمام وجودش دوست ندارد.

چهار

ـــــــــــــــــــــــــــ

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.

پنج

ـــــــــــــــــــــــــــ

بدترین شکل دلتنگی برای کسی است که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید.

شش

ــــــــــــــــــــــــــــ

هرگز لبخند را ترک مکن ، حتی وقتی ناراحتی  چون هر کس امکان دارد عاشق لبخند تو شود.

 

هفت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی ، ولی برای بعضی افراد تمام دنیا هستی.

هشت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هرگز وقتت را با کسی که حاظر نیست وقتش را با تو بگذراند،نگذران.

نه

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را ،به این ترتیب وقتی او را یافتی بهتر می توانی شکر گذاری کنی.

ده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 به چیزی که گذشت غم مخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن.

یازده

ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

همیشه افرادی هستند که آدم را می آزارند، با این حال همواره به دیگران اعتماد کن و فقط مواظب باش که  به کسی که تو را آزرده اعتماد نکنی.

دوازده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

خود را به بهترین فرد تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی تا قبل از اینکه شخص دیگری را بشناسی و انتظار داشته باشی او تو را بشناسد.

سیزده

ـــــــــــــــــــــــــــــــــ

زیاده از حد خود را تخت فشار نگذار، بهترین چیزها در زمانی اتفاق می افتد که انتظار ش را نداری .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 31 مرداد1385ساعت 16:40  توسط زهرا سادات  | 

باور بکن این شهر جای زندگی نیست

تا نا خدایانند جای بندگی نیست

این تیره دل ها از شقایق سر بریدند

اینها برای آخرت ذلت خریدند

دیندارهای شهرمان در خواب رفتند

اهل نماز و عشقبازی آب رفتند

دیگر کسی اهل دعا،اهل صفا نیست

دیگر کسی دنبال مردان خدا نیست

چشم کسی از ترس داور غرق نم نیست

بی دین و دنیا پیشگان در شهر کم نیست

هر اهل دل در شهر ما خانه نشین است

هر راد مردی با غم و غصه قرین است

دیوارهای شهرمان را غم گرفته

سجاده ها در خانه هامان نم گرفته

دیگر کسی دلتنگ عصر جمعه ها نیست

دیگر کسی در فکر و یاد جبه ها نیست

قرآن شده بازیچه ی یک مشت نامرد

اسباب دکان ریای خلق بی درد

پیر غریب شهر از ما خسته گشته

از نامرادیها دو بالش بسته گشته

یکروز اینجا عرصه ی حکم و قصاص است

دنیا پر از شمر و یزید و عمر و عاص است

باید بیاید آنکه مرد آسمانهاست

باید بیاید آنکه فوق کهکشانهاست

باید بیاید عدل را بر پا نماید

میزان حق را با خودش معنا نماید

وقتی بیاید شهر پر جوش و خروش است

صوت کلامش گوئیا بانگ سروش است

من منتظر تا فصل هم عهدی بیاید 

با ذوالفقار حیدری مهدی بیاید

..................................................

    

شعر از : سید امیر حسین میر حسینی ـ از کتاب مثنوی اشک

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 11:10  توسط زهرا سادات  | 

سلام به همه ي دوستای گل.امیدوارم که همتون خوب باشین.شرمنده یه مدت نبودم.آخه بعد از اینکه از اعتکاف اومدم .متاسفانه کامپیوترم خراب شد و الان چند ساعت بیشتر نمی گذره که درست شده.دعا کنین که بتونم بیشتر آپ کنم.آخه خیلی با کلاس زبانم مشغولم.خیلی وقتم رو می گیره و خلاصه خیلی سرم شلوغه.ان شا الله که بتونم وبلاگ رو خیلی بهتر از قبل پیش ببرم.فعلا بیشتر از این مزاحم نمی شم. در پناه ایزد منان موفق و سر بلند باشین.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مرداد1385ساعت 3:17  توسط زهرا سادات  | 

سلام به همه ی دوستای گلم:

من واسه دو یاسه روزی نیستم .جای همتون خالی، دارم می رم یه سفر کوتاه و  سه روزه،اما ان شا الله پر بار و مفید.به خیلی از دوستان گفتم و خیلی ها خبر دارن.اما بازم اینجا می گم.ان شا الله اگه خدا بخواد دارم میرم پیش خود خدا  مهمونی ،اما  با تمام  شرمندگی و کلی گناه !این مهمونی با بقیه ی مهمونی ها از زمین تا آسمون فرق می کنه،همه چیزش متفاوته.ان شا الله قسمت همه ی دوستان بشه.

از همه ی دوستان می خوام که اگه یه وقت از من بدی دیدین ،به بزرگی خودتون منو ببخشید و منو حلال کنین.خلاصه ما رو ببخشین .ما هم رفتنی شدیم.

من تا امروز ساعت ۶ خونم و میام نظرات رو بخونم ،اگه امری با من بود حتما تو نظرات بگین تا من زمانی که هستم  جواب بدم.               در پناه خداوند کریم  پیروز و موفق باشین.

خدا نگهدار

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 13:37  توسط زهرا سادات  | 

لازم می دونم قبل از اینکه این مطلب رو شروع کنم از خواهر عزیزم که نهایت همکاری رو با من تا اینجا داشنه،تشکر کنم. مخصوصا این پست رو که با کمک ایشون نوشتم.

از همین جا به آبجی گلم میگم که "آبجی جون همیشه دوستت دارم "

 وحالا مطلب:

نمی دونستم از کجا شروع کنم، نمی دونستم از چی بنویسم،هر چی فکر کردم دیدم با این اندازه توان نوشتن من ،هیچ موضوعی نمی تونه اون طور که باید واسه خواننده جالب باشه.به نتیجه ای نرسیدم .خسته شدم از اون همه فکر مختلف که تو ذهنم بود.رفتم سراغ آبجی هام.

آبجی کوچیکتریم می گفت:من یه کتاب دارم شاید به دردت بخوره.

آبجی ما لطف کرد کتاب رو بهم نشون داد.(البته بگم که قرار نیست همه ی مطالبم رو از این ور و اون ور پیدا کنم )

کتاب رو که دیدم خوشم اومد.(عجب آبجی خوبی دارم من،دلتون آب!!!!)

اسم کتاب این بود:خوشمزگیهای بامزه اثر احمد شهبازی

 خیلی کتاب رو زیر و رو کردم تا چیزایی پیدا کنم که خوب باشه.فعلا همین چندتا بند رو بخونین ،ان شا الله که خوشتون بیاد.اگه دیدین جالب بود بگین تا بیشتر بنویسم.

 *۱)هارون و بهلول!

روزی بهلول در دربار هارون الرشید نشسته بود،هارون گفت:ای برادر (می گویند برادر ناتنی هارون بود)ما را نصیحت کن.

بهلول گفت:ای هارون این کاخها و گنجها و مزارع آبادی که می بینی و خیال می کنی مال توست آیا می دانی صاحبان اصلی اش کجاست؟

هارون گفت:همه مرده و در زیر خاک خفته اند!بهلول گفت:حقیقت را گقتی،تو که این ها را خوب می دانی چرا اینقدر به دنیا دل بسته ای و آن را رها نمی کنی تا خدا و خلق او از تو راضی باشند!!

*۲)محبت پدر زن!

پدر دختری به مرد جوانی که به خواستگاری او آمده بود گفت:درآمد ماهیانه ی شما چقدر است؟مرد جوان گفت:چیزی در حدود پنجاه هزار تومان.

پدر دختر گفت:مبلغ خوبی است چونکه با کمک هزینه ای که من می خواهم به شما ماهیانه بدهم و آن در حدود ماهی چهل هزار تومان است کفاف زندگی تان را می دهد.

داماد گفت:ولی قربان من درآمدم را با توجه به مبلغ اهدایی شما عرض نمودم!!

*۳)جهل و عقل!

پنهان داشتن جهل و نادانی برای انسانها دشوارتر از کسب علم و دانش است!!

*۴)موی یادگاری!

دوستداران یکی از هنر پیشه های مشهور آمریکایی هر کجا که او را می دیدند از او موی یادگاری می خواستند.

او هم چند تار مویش را به ایشان می داد .یکی از دوستانش به او گفت: با این همه طرفدارانی که تو داری مدت زمان کوتاهی نمی گذرد که کچل خواهی شد.

هنر پیشه گفت:اگر کسی کچل شود من نیستم سگم است چون من موهای او را به جای موهای خودم به آنها میدهم!!

+ نوشته شده در  جمعه 13 مرداد1385ساعت 3:3  توسط زهرا سادات  | 

سلام  به همه ی شما دوستان عزیز

همین اول بگم که چرا نتونستم یه مدت آپ کنم.

از همتون عذر خواهی می کنم . چون تو این مدت سرم خیلی شلوغ بوده ،در گیر ثبت نام کلاس زبان بودم. (بعدآ اگه وقت شد مفصل می گم )

مطلب هام همه آماده است ،اما به دلیل کمبود وقت و فشردگی کارهام نشد که بذارم تو وبلاگ.خلاصه این که منو ببخشید.ان شا الله جبران می کنم.

+ نوشته شده در  شنبه 7 مرداد1385ساعت 4:25  توسط زهرا سادات  | 

سلام به همگی

قبل از اینکه مطلب خاصی بنویسم .می خوام از کسی که در رابطه با وبلاگ زدنم نهایت همکاری رو با من داشته و تونسته کمک خیلی زیادی رو به من بکنه صمیمانه تشکر و قدر دانی کنم. برادر عزیزم آقا سروش از بابت همه چی ازت ممنونم . امیدوارم که بتونم جبران کنم . ان شا الله که همیشه موفق .پیروز و سر بلند باشی .

حتما در قسمت پیوند ها وبلاگی به اسم ( دنج)  www.denj.mihanblog.com  رو می بینین.این وبلاگ مال همین آقا سروشه که واقعا زیبا و آموزندست.جدا جای دنجی هست .ان شا الله که بتونم از تجربیات آقا سروش و تمامی دوستان وبلاگ نویس در زمینه ی نویسندگی کمال استفاده رو در جهت بهبود هر چه بهتر مطالب و رضایت مندی شما ببرم.

در پایان جا دارداز تمام کسانی که تا کنون لطف کردند و نظرات ارزشمند خودشون رو واسه وبلاگ دادندتشکر کنم .همیشه از این کارابکنبن.بقیه هم لطف کنن از این کارا یاد بگیرن. خیلی ممنون میشم.

در پناه خدا

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مرداد1385ساعت 12:46  توسط زهرا سادات  | 


 
var no = 50; var speed = 2; var ns4up = (document.layers) ? 1 : 0; var ie4up = (document.all) ? 1 : 0; var s, x, y, sn, cs; var a, r, cx, cy; var i, doc_width = 800, doc_height = 600; if (ns4up) { doc_width = self.innerWidth; doc_height = self.innerHeight; } else if (ie4up) { doc_width = document.body.clientWidth; doc_height = document.body.clientHeight; } x = new Array(); y = new Array(); r = new Array(); cx = new Array(); cy = new Array(); s = 8; for (i = 0; i < no; ++ i) { initRain(); if (ns4up) { if (i == 0) { document.write(""); document.write(","); } else { document.write(""); document.write(","); } } else if (ie4up) { if (i == 0) { document.write("
"); document.write(",
"); } else { document.write("
"); document.write(",
"); } } } function initRain() { a = 6; r[i] = 1; sn = Math.sin(a); cs = Math.cos(a); cx[i] = Math.random() * doc_width + 1; cy[i] = Math.random() * doc_height + 1; x[i] = r[i] * sn + cx[i]; y[i] = cy[i]; } function makeRain() { r[i] = 1; cx[i] = Math.random() * doc_width + 1; cy[i] = 1; x[i] = r[i] * sn + cx[i]; y[i] = r[i] * cs + cy[i]; } function updateRain() { r[i] += s; x[i] = r[i] * sn + cx[i]; y[i] = r[i] * cs + cy[i]; } function raindropNS() { for (i = 0; i < no; ++ i) { updateRain(); if ((x[i] <= 1) || (x[i] >= (doc_width - 20)) || (y[i] >= (doc_height - 20))) { makeRain(); doc_width = self.innerWidth; doc_height = self.innerHeight; } document.layers["dot"+i].top = y[i]; document.layers["dot"+i].left = x[i]; } setTimeout("raindropNS()", speed); } function raindropIE() { for (i = 0; i < no; ++ i) { updateRain(); if ((x[i] <= 1) || (x[i] >= (doc_width - 20)) || (y[i] >= (doc_height - 20))) { makeRain(); doc_width = document.body.clientWidth; doc_height = document.body.clientHeight; } document.all["dot"+i].style.pixelTop = y[i]; document.all["dot"+i].style.pixelLeft = x[i]; } setTimeout("raindropIE()", speed); } if (ns4up) { raindropNS(); } else if (ie4up) { raindropIE(); } // End -->